قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2691

تاريخ الفي ( فارسى )

چون فرنگيان اين حال را از اتابك طغدكين مشاهده نمودند و جدّ و جهد مجاهدان فى سبيل اللّه را در باب محاربهء كفّار ديدند ، طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاده در قلعه درآمدند . و طغدكين در اردوى خود منادى فرمود كه : هركه يك سنگ از سنگهاى اين قلعه پيش من آرد پنج دينار مىدهم . چون رجّاله و عوام النّاس اين منادى شنيدند هجوم عام كرده خود را به قلعه رسانيدند و به ضرب تيشه و تبر در يك لحظه ركنى عظيم از ديوار قلعه را شكسته سنگها را پيش اتابك طغدكين مىآوردند و پنج دينار مىگرفتند . القصّه ، چون مردم ديدند كه اتابك طغدكين به وعدهء خود وفا مىنمايد و در مقابل هر سنگ از سنگهاى قلعه ، كوچك و بزرگ ، پنج دينار سرخ مىدهد ، سپاهى و غيرسپاهى خيال پنج دينار را نصب العين خود ساخته و تير و تفنگ اهالى قلعه را معدوم انگاشته روى به قلعه نهادند . فرنگيان از هجوم و دليرى خلايق متحيّر و مبهوت شده آنچنان سراسيمه و مضطرب گشتند كه گويا قدرت مدافعه فى الجمله از ايشان بالكليّه مسلوب گشته بود . بنابراين ، در اندك زمان قلعه‌اى به آن استحكام و متانت را ، كه مدّتى مديد فرنگيان آن را به اتمام رسانيده بودند ، آنچنان خراب كردند كه در جاى قلعه اثرى از آثار سنگ نماند ، بلكه در نزديك اردوى طغدكين اتابك پشته‌هاى سنگ نمايان شد . چون طغدكين بعد از قتل و كشتن هركه از سپاه فرنگ در آن قلعه فارغ شد ، از روى فراغت و اطمينان خاطر ، منصور و مظفّر عنان عزيمت به صوب دمشق منعطف داشت . اهالى دمشق شهر را آيين بسته هفت روز در دمشق به واسطهء اين فتح نامى به عيش و عشرت گذرانيدند . و اتابك طغدكين بعد از هفت روز به عزم تسخير حصن رقيته ، كه از مشاهير قلاع ولايت شام بود و فرنگيان بر آن استيلا يافته بودند و در آن وقت خواهرزادهء ضجيل فرنگى كه طرابلس را در محاصره داشت و والى آن قلعه بود ، از دمشق بيرون آمده متوجّه آن صوب گشت . و چون به آن نواحى رسيد ، بعد از محاصره‌اى اندك‌روز ، آن قلعه را نيز فتح نموده پانصد فرنگى را به قتل رسانيد . و از جمله وقايع اين سال ، محاربهء ميانهء بنى خفاجه و بنى عبّاده بود . منشأ محاربه ميانهء اين دو قبيله ، آن بود كه روزى يكى از بنى عبّاده دو شتر داشت و جماعتى از بنى خفاجه ، آن دو شتر را از وى انتزاع نمودند و هرچند آن شخص به ايشان التماس مىنمود ، نه شترانش را مىدادند و نه بهاى آنها را . بنابراين ، استغاثه به قبيلهء خود برده و جمعى از جوانان عبّاده به قصد انتقام بيرون آمده يازده شتر را به عوض آن دو شتر از قبيلهء بنى خفاجه رانده بردند . خفاجه چون بر اين حال اطلاع [ 322 ب ] يافتند در عقب ايشان رفته يكى را از عبّاده به قتل رسانيدند